حس مرگ


دیشب حس عجیبی داشتم. از همان لحظه اول که سرم رو روی بالشت گذاشتم حس عجیبی داشتم. حس میکردم تا صبح دوام نمی آوردم و امشب کار من تمام است. در خواب خودم را میدیدم که مرده ام. مغزم داشت منفجر میشد. حس میکردم هر لحظه ممکن است رگهای مغزم بسته شود و من بمیرم. حس تشنگی عجیبی داشتم و با آن حس تشنگی همیشگی فرق داشت. دیشب زمان هیچ جوره برای من نمیگذشت. طولانی بودنش رو با تمام وجودم حس میکردم. خودم را میدیدم که دارم جان میکنم. صبح که از خواب بیدار شدم متکایم پر از خون بود. سرم را که تکان دادم خون همه جا میپاشید و بند هم نمی آمد. ای کاش امشب که سرم را روی بالشت میگذارم از خواب بیدارم نشوم.

دیدگاه بگذارید

یادگرفتن


با یاد گرفتن کلی چیز جدید شما یک برده ی خیلی خوب خواهید بود. اما اگر یک چیز خیلی ساده بلد بودید و از آن برای خودتان استفاده کردید شما بیزینس خودتان را خواهید داشت ...

دیدگاه بگذارید

پیشرفت


پیشرفت یک جامعه زمانی محقق میشود که آن جامعه به جای سوار شدن بر یکدیگر و پله قرار دادن یکدیگر برای بالا رفتن خودشان در کنار همنوعشان تلاش کنند و به یکدیگر کمک کنند. اگر در جامعه ای اعضای آن به یکدیگر کمک نکنند خواه ناخواه آن جامعه رو به سقوط خواهد رفت و هیچ پیشرفتی در آن شکل نمیگیرد.

اگر من در سرزمینی زندگی کنم که همه با من جنگ داشته باشند و برای پیشرفت نکردن من تمام تلاششان رو بکنند من چه ارقی باید به آن سرزمین داشته باشم ؟ چرا آنها را باید هموطن خطاب کنم ؟

اینجا همه با تو سر جنگ دارند. سری مروت و عطوفت ندیده ام ! سری گذشت و خوبی ندیدم ! همه خواسته اند من را له کنند و کسی ذره ای تلاشی نکرده به من کمکی کند تا من هم بالا بیایم. همه پایشان را روی سر من گذاشته اند تا همان پایین بمانم.

آدم های اینجا خیلی به هم بدبین هستند و حتی شانسان را هم برای خوبی دیگر امتحان نمیکنند.

دیدگاه بگذارید

اشتباه


زمانی که اشتباه میکنی دیگه اون آدم سابق نیستی و چندین و چند سال باید بگذره تا بتونی یک لحظه و فقط و فقط یک لحظه خودت رو پیدا کنی و اونقدر با خودت حرف بزنی که فرداش یادت بمونه چی به خودت گفتی و خودت رو فراموش نکنی و باز اون آدمی که تو رو در پستوی خودش پنهان کرده اراده تو و زندگی تو رو به دست نگیره !

بیشتر مواقع که خودم رو پیدا میکنم فرداش فراموش کردم که چی به خودم گفتم. اینبار نمیدونم چی شد که خودم رو پیدا کردم، بهتره بگم میدونم چی شد. اطرافم رو خلوت کردم و روابطم رو قطع کردم تا بتونم فقط و فقط خودم رو پیدا کنم ! خودی که بتونه با من حرف بزنه و به من بگه چه کار کنم ...

اینکه اسم این پستم رو اشتباه گذاشتم چون میخوام بگم همه چیز با یک اشتباه شروع میشه و ادامه پیدا میکنه و خیلی ها خودشون رو گم میکنن ... اما من تمام تلاشم رو کردم که خودم رو پیدا کنم. همه چیز با یک اشتباه شروع شد. یک اشتباه که شاید دلیلش خودم نبودم و میتونم بگم که یک حرف و تنها و تنها یک حرف کاری با زندگی من کرد که سال های سال خودم رو گم کنم. امیدوارم بیش از این خودم رو گم نکنم و حالا که تونستم با خودم در ته اعماق وجودم ارتباط برقرار کنم به راهم ادامه بدم.

دیدگاه بگذارید

دعا


دعا کردن کار جالبیست که انسان ها انجام میدهند تا بلکه به خواسته هایشان برسند

کسانی که دعا میکنند به جای هر شب مسواک زدن میتوانند دعا کنند که دندانهایشان خراب نشود.

دیدگاه بگذارید