فهم و شعور


در کاربرد این دو کلمه با هم دیگر عمق زیادی نهفته است. فهم و شعور. فهمیدن مرحله ایست که اگر آدمها دچار آن شوند بلافاصله در سدد بیان آن بر می آیند. و میخواهند فهمیدنشان را به رخ بکشند. علی الخصوص اینکه من فهمیده ام و تو هنوز نفهمیده ای که چه شده است. اما مرحله ی بعدی فهمیدن شعور است. آدمها باید این را بدانند که همه میفهمند. اما عده ای به مرحله ی بعدی آن فکر میکنند و عده ای دیگر نه. این است که میگویند فکر کنید و حرف بزنید. مثلا من فهمیده ام که فلان آدم فلان مشکل را دارد. عده ای که شعور ندارند هم این را میفهمند و آن را بیان میکنند و برای اینکه فهمیدنشان را به همه بفهمانند جوری رفتار میکنند که فهمیده اند و این را بقیه باید بفهمند. این است که شعورشان در پشت فهمشان گم میشود و بدون اینکه بدانند دارند بی شعوری خودشان را به نمایش میگذارند.

ما همه میفهمیم. فقط به مرحله بعدی آن بها دادن هنر است. و گرنه فهم را که همه دارند.

دیدگاه بگذارید

دیدگاه

دیدگاه ها بدون تایید میباشد.